باز آفرینی

140

یکی از کارهایی که هر انسان بالغی باید انجام دهد بازآفرینی خودش است. ما بر اساس تاثیری که از جامعه و اطرافیان می پذیریم، رشد می کنیم. حتی می توان گفت در بهترین شرایط زمانی که یک مربی خوب وجود دارد نیز ممکن است مربی نتواند شناخت کاملی از فرد مورد تربیت داشته باشد. البته شاید در مواردی استثنایی یک مربی خوب بتواند در شکوفایی و رشد فرد بسیار موثر باشد. این در حالی است که بیشتر افراد از موهبت یک مربی خوب برخوردار نیستند. پس از رشد شخصیت و پس از آنکه خود را شناختیم، متوجه می شویم که چه اشتباهاتی رخ داده است. همچنین باید در نظر داشت که پس از آنکه عمری از ما گذشت، ممکن است تغییرات زیادی در زندگی ما صورت گرفته باشد. بنابراین هر فردی نیازمند آن است که خود را بازآفرینی کند.

باز آفرینی یعنی اینکه خود را مجدد تربیت کنیم و تربیت هم مستلزم هدف گذاری، برنامه ریزی و تمرین است. اما این بار مشکل تر است. عادت هایی شکل گرفته است که باید تغییر کنند. ذهنیت ها و الگوهایی برای تفکر به وجود آمده اند که اثر بخش نیستند و انگیزه های جوانی و پاداش ها و تنبیه های موثر تغییر کرده است.

اصل مهم در باز آفرینی فردی توجه به این نکته است که بهترین کسی که می تواند ما را یاری کند خودمان هستیم. اینکه باید خود را بشناسیم و تنها دارو، خودشناسی است. باید به این نتیجه برسیم که باید خودمان زندگی را در دست بگیریم و کسی پیدا نخواهد شد که دلسوزتر باشد. باید آنچه را که هستیم پیدا کنیم و برای ابراز و رشد آن تلاش کنیم. نقش دیگران در این میان تنها محدود به این است که ما را در این مسیر یاری و راهنمایی کنند. اگر نقش مربی در کودکی تربیت بی چون و چرا بود، این نقش دیگر نمی تواند کارساز باشد. مربی برای انسان بالغ یعنی کمک کردن به خودآگاهی و همراهی کردن او در تصمیم گیری آگاهانه.

 

ارسال یک پاسخ

آدرس ایمیل شما منتشر نخواهد شد.