سپیده دم

ای سپیده دم بر من بتاب

تمام شب را به انتظارت نشسته ام

مشتی نور بر صورتم بریز

خواب آلوده ام

چشم هایم را بشوی

تا شقایق های عاشق را به نظاره بنشینم

ای سپیده دم

مرا از تاریکی شب برهان

چشم هایم را یاری کن تا نشانه های بهار را ببینند

بگو که صبح نزدیک است و خورشید

صورتم را گرم خواهد کرد

به یاد می آورم تابش خورشید را

دشت شقایق را

و دست های مهربان نسیم را بر سر شقایق

Comments (0)
Add Comment